تبليغاتX
واژه هاي نخ نما
کاش می شد انگشتت را تا انتهای ذهنت فرو کنی و هر چه در آن است عق بزنی!!!

 

خانوم محترم نيشت را ببند روسري ات را تا نوك دماغت بكش جلو تا مبادا مردي با ديدن تو خيالاتي به سرش بزند و يادت باشد اگر اين اتفاق افتاد مقصر تويي نه آن مرد بيچاره!

خانوما اين فقط شماييد كه مردان را از راه به در مي كنيد وگرنه اين مردان بيچاره كه فقط جلوي پايشان را نگاه مي كنند آن هم از ترس زمين خوردن وگرنه چشم بسته راه مي رفتند.

تاريخ را بخوانيد متوجه مي شويد كه مثلا در زمان قاجار كه همه ي خانومها روبند مي زدند مردها اصلا گناه نمي كردند....

 خدایا

آن ایمانی که با دیدن 2 نخ از موهای سر من سُست شود ... ایمان است ؟

آن دلی که با دیدن لبخند من بلرزد ... دل است یا ژله است ؟

 

من مي گم آدم بايد انقدر ايمانش قوي باشه كه هيچ چيزي توي اون خللي وارد نكنه! گناه مي كنند؟ خوب بكنند!!!! به من چه؟ من اسباب گناهم؟ پس عقل و اختيار طرف چي مي شه؟ چاقو هم آلت قتاله است دليل نمي شه با ديدنش وسوسه بشم و برم يكي رو بكشم!!!!!!!!!

اين حرفا رو كه مي شنوم!!! حالم يه جوري مي شه!!! وقتي استاد مي گه لطفا رديف اول خانوما نشنين !!! آقايون بشينن كه راحت تر درس بدم!!! از هر چي مرد توي دنياست چندشم مي شه!!! تو رو خدا مسخره نيست؟؟؟

وقتي مردي با ديدن مو يا لباس خانومي مي گويد استغفرالله و نگاهش را مي دوزد به خانوم... به جاي اينكه بگويم چه مرد سر به زيري!!! مي گم مرتيكه ي نديد بديد !!!  مي گويم آدم هرزه...چي كار كنم دست خودم نيست!!! نظرم اينه ديگه...

اصلا در ديزي بازه! حياي گربه كجا رفته؟ حتما مي گين گربه كه حيا نداره!!! نداره كه نداره به جهنم كه نداره! دستشو كه برد سمت ديزي مي فهمه كه دنيا دست كيه! خبر نداره ديزي روي اجاقه و از داغيش بايد جد و آبادشو ياد كنه و تا داهاتشون پا برهنه بدوئه....

 

عيب رندان مكن اي زاهد پاكيزه سرشت... كه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

 

پي نوشت1: دو دستي ايمانتان را بچسبيد كه باد نبرد... هم اكنون روي سر بنده روسري نيست!!!!!!! گناهش پاي خود خودتان!!! به من چه مربوط؟؟؟

پي نوشت 2: حسابي پررو شدمااااااااااا

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 20:7  توسط متولد ماه مهر  |