تبليغاتX
واژه هاي نخ نما
کاش می شد انگشتت را تا انتهای ذهنت فرو کنی و هر چه در آن است عق بزنی!!!

وقتی عقیده ، عقده خوانده میشود

و نور چراغ در آب ، مهتاب

                                   تلقی

و متانت زمین

زیر برف یخ میزند

نان از یتیم خانه میدزدیم

و می فهمیم

                دزد ، اشتباه چاپی درد است !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 18:13  توسط متولد ماه مهر  | 

تمدن یعنی فقط از ترس پلیس کمربندت رو ببندی
 
تمدن یعنی وقتی میری تخت جمشید یا کلا هرجایی رو همه چیز یادگاری بنویس
تمدن يعني كاتر رو بردارو بكش روي صندلي اتوبوس
 
تمدن یعنی وقتی یه ماشین خوشگل میبینی با هر چیزی که شد از اول تا آخرش خط خطی کن
 
تمدن یعنی حتما تو هر صفی بزن تو صف
 
تمدن یعنی وقتی میری دستشویی عمومی یه کاری کنی که نفر بعدی که میره تو حتما بالا بیاره
 
تمدن يعني تا يه خانومو مي بيني حتما يه تيكه‌ي ناجور بهش بنداز وگرنه فكر مي كنن خدايي نكرده لالي
 
تمدن یعنی لعنت بر پدر و مادر کسی که در اینجا آشغال بریزد رو هم میبینی باز آشغال بریز
 
تمدن یعنی وقتی یکی داره خلاف می یاد و بزنه بهت از ترس جونت هیچ عکس العملی نشون نده
 
تمدن يعني توي تاكسي كه مي شيني اگه يه خانوم بقلت نشسته بود جوري بچسب بهش كه نتونه نفس بكشه
 
تمدن يعني وقتي تيمت مي بازه يا حتي مي بره بزن همه چيزو داغون كن
 
تمدن يعني وقتي مي ري مثلا تفريح يه كاري كن بعدن همه بفهمن چي خوردي يعني گند بزن به محيط زيست
 
تمدن يعني در سن 14 سالگي و لباس مدرسه رژ صورتي بزن و فكر كن كه چقدر لوند شدي
 
تمدني يعني جلوي در آپارتمانت 50 جفت كفش ولو باشه
 
تمدن يعني تا يه ماشين پيچيد جلوت تا كمر از شيشه بيا بيرون فحش خواهر و مادر بده و اگر حل نشد با قفل فرمون شيشه‌ي ماشينشو رو بيار پايين
 
تمدن يعني مبادا توي رفتارت تغييري ايجاد كني آخه حيف نيست اين فرهنگ غني عوض بشه؟
 
تمدن يعني اين كه افتخار كن به اين دو هزار و پانصد و ...سال تمدن پيشينيانت و خودت همینجوری شلغم وار زندگی کن و آخرش هم هیچی به هیچی...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:20  توسط متولد ماه مهر  | 

سلامُ علیکم

اگر از احوالات اینجانب پرسیده باشید ملالی نیست جز این آبریزش بینی لعنتی که دمار از روزگار ما درآورده.

این روزها کم مانده یک شهاب سنگ آسمانی از مدار خودش خارج بشه و صاف بیاد بخوره تو فرق سر من.

عکسهای عزیزتر از جانم... آخی ... یادگار روزهای خوب... خاطرات شیرین... همش به باد فنا رفت.

خیلی زور داره که الف بچه تمام عکسهای نازنین آدمو پاک کنه...

گوشیم ری استارت شد ... یعنی همه چیز پرید

دوستان... آشنایان... رفقا... دشمنان...

لطفا یکی بیاید ما را یک فصل کتک بزند ... ما احساس می کنیم مستحق تنبیهیم زیرا از یک سوراخ شونصد هزار بار گزیده می شویم.

آخه به کی بگم این بدبختی رو

****

راستی یه تعدادی پرسیدند دارالمجانین یعنی چی؟

باید عرض کن مجانین جمع مجنون به معنای دیوانه است

دار هم که در زبان عربی به معنای محل- دنیا و ... به کار می ره

پس دارالمجانین در زبان فارسی یعنی دیوانه خانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 16:9  توسط متولد ماه مهر  | 

 

باورتون نمیشه!!!

دیشب خواب دیدم که اسم وبلاگمو کذاشتم دار المجانین.

گفتم بیام خودم خواب خودمو تعبیر کنم.

حتما یه حکمتی داشته

اونایی که منو لینک کردن لطفا اسمو عوض کنن اونایی هم که منو لینک نکردن ... تا دیر نشده لینک کنن دیگه!!!!!!!!!!!

راستی نظرتونو در مورد اسم جدید بگین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 19:45  توسط متولد ماه مهر  | 

تا حالا به شرایط و مقررات دریافت گذر نامه دقت کردین؟ از اون فیش های مالی، عکس، کپی شناسنامه و...اش که بگذریم غیر از نظامی ها و...، یک سری محدودیت های ویژه (!) هم برای دو دسته از آدم های عادی وجود داره. پسرانی که هنوز سربازی نرفتن و زنان بدبختی که یک بار، حتی یک بار ازدواج کرده باشن، حالا می خواد طلاق گرفته باشن یا نگرفته باشن، شوهرشون مرده باشه یا نمرده باشه، بچه داشته باشن یا نداشته باشن. حالا اون پسره سربازیشو که رفت یا معاف شد مشکلش حل می شه ها، اما این زنان...! جان من ببینین چندتا از شرایطو:

* برای متقاضيان خانم جهت اخذ گذرنامه :

 - در صورت مجرد و بالای 18 سال بودن نياز به رضايت پدر ندارد.

نکته۱: خوب فعلاْ که خوشبختانه مشکلی نیست تا اینجا! اما...

- در صورت متاهل بودن ارائه رضايت محضری همسر الزامی باشد ودر صورت داشتن همراه رضايت محضری همسر جهت فرزندان نياز است.

نکته۲: ملاحظه می فرمایید که خانومای محترم! اگه یه روزی یه چیزی خورد تو سرتون و رفتین متاهل شدین حتی برای دریافت مدارک هویت (و نه لزوماْ خروج) باید اول برین رضایت همسرتون رو بگیرین! بعد چون ممکنه شما آدم های خیلی قالتاقی (دیکته اش درسته؟) باشین و دست یک آقای نامحترم دیگه رو بگیرین ببرین براتون امضا کنه، این رضایت باید محضری، دارای مهر و موم و ترجیحاْ قفل و زنجیر لازم هم باشه!

- در صورت متاهل بودن ارائه رضايت محضری همسر الزامی می باشد و در صورت داشتن همراه رضايت محضری همسر جهت فرزندان نياز است.

نکته۳: باور بفرمایید من اشتباهی تکراری ننوشتم! اونجا دوبار نوشته شده! خوب البته حتماْ دلیل و منطقی هم داشته دیگه! بالاخره کار که از محکم کاری عیب نمی کنه که! بالاخره ضعیفه ان و هر حرفیو باید دوبار بهشون زد که حالیشون بشه! خدا زده تو سرشون و زن شدن، شما به بزرگواری خودتون ببخشین!

- در صورت فوت همسر نياز به ارائه فوت نامه يا شناسنامه باطله همسر می باشد،...

نکته۴: خانوم محترم می یای می گی همسرت مرده؟ خوب مرده که مرده! من چیکار کنم! اول باید ثابت کنی! تازه زنی که شوهرش مرده که بهتره بشینه تو خونه، گذرنامه می خواد چیکار؟! حالا می خوای بگیری؟ خوب اول ثابت کن خانوم! اصلاْ روحش رو بیار امضا کنه که رضایت داره!!! اصلاْ خودش باید امضا کنه که فوت کرده! حالا چون شمایی با تخفیف، با تخفیف، با تخفیف دیگه حداقل باید شناسنامه باطل شده اش رو بیاری دیگه!

پ.ن: فوت نامه چیه اونوقت؟!

- در صورت فوت همسر نياز به ارائه فوت نامه يا شناسنامه باطله همسر می باشد ، در اين صورت اگر متقاضی همراه نيز داشته باشد نياز به ارائه قيم نامه و رضايت قيم دارد.
-
تذکر: برگه رشد در اين صورت کافی نمی باشد.

نکته۵: حالا شوهرت مرده، خودت هم ول شدی می خوای بری اینور اونور (معلوم هم نیست برای چی!)، بچه رو دیگه کجا می بری با خودت؟! مگه بچه تو اه؟ پس بابابزرگش چی می شه؟ بابای بابابزرگش چی می شه؟ بابای بابای بابای...؟! مگه این بچه صاحب نداره؟! فکر کردی حالا نه ماه نگه اش داشتی از هیچی تبدیل شد به آدم، بعدم بزرگش کردی، بعدم... دیگه یعنی مال تواه؟! برو خانوم، برو خدا روزی ات رو جای دیگه حواله بده، برو به بچه مردم (!!!) کار نداشته باش! اگر هم داشتی با رضایت خود صاحب بچه فقط!!!

نکته۶: فکر کردی دیگه نشستی تو گوش بچه ات پچ پچ کردی تا بزرگ شدو از خانواده واقعی (!!!) بیزارش کردی دیگه تمومه؟! اومدی برا من گواهی می یاری بچه ات دیگه بزرگ شده، خودش می تونه تصمیم بگیره؟! نه خانوم از این خبرا نیست! گواهی مواهی هم قبول نیست! این بچه الان حالیش نیست کی صلاحشو می خواد! برو همون رضایت نامه خانواده واقعیش (!) رو بیار!

- در صورت مفقود الاثر بودن شوهر متقاضی ملزم به ارائه نامه از دادگستری به تاريخ روز می باشد. اين نامه موجب اخذ خروج ميشود.

نکته۷: خانوم جان اگه شوهرت ولت کرده و دیگه پیداش نیست تو که حق نداری اونو ول کنی که بری خارج که! حتی اگه خودش هم خارج باشه! باید اونقدر اون پله های دادگستری رو بالا پایین کنی که یا پشیمون شی خودت، یا دیگه حالا وقتی خوب موهات مثل دندونات سفید شد ولت می کنیم بری هر جا خواستی!

- در صورت مطلقه بودن متقاضی نياز به ارائه طلاق نامه می باشد.
در مورد طلاق رجعی بايد از تاريخ طلاق مدت عده (3ماه ،10روز) بگذرد در غير اينصورت نياز به رضايت همسر ميباشد.

نکته۸: طلاق گرفتی؟ خیلی بیجا کردی شما! آها آقاتون طلاقت داده؟ خوب حتماً صلاح در اين بوده! ببين شما چيكار كردي كه... . استغفرالله. به هر حال خانوم جان اگه آقاتون تازه طلاقت داده شايد دلش خواست برگرده! اصلاً شايد دلش نخواست برگرده، ولي دلش خواست شما اينجا باشي! به هر حال بايد بري اجازه اش رو بگيري!

- زنان مطلقه در صورت داشتن فرزند به عنوان همراه حتماً نياز به رضايت پدر دارند مگر در طلاق ذکر شده باشد در مورد اجازه خروج فرزند مسئوليت با مادر می باشد.

تذکر: حضانت مورد قبول نمی‌باشد.

نكته۹: حالا طلاق گرفتي، گورت رو هم مي خواي از اين مملكت گم كني، خوب گم كن! اصلاً همون بهتر كه بري! ما اينجا زن مطلقه نمي خوايم! ولي ديگه بچه رو نمي توني با خودت ببري! بچه صاحب داره، بابا داره، مي خواي مثل خودت خرابش كني؟ آها باباش خودش نمي خواد بچه رو؟ حضانتش رو داده به تو ضعيفه؟ خوب خانوم جان اونو داده كه تو همون خونه ته بن بست نازي آباد بزرگش كني، نه اينكه ببريش لندن و لوس آنجلس! حضانتش رو داده، صلاح و اختيارشو كه نداده بهت كه! بچه اختيارش با باباشه، چه تو بزرگش كني چه هر ضعيفه ديگه اي! خانوم جان شما دايه اين بچه اي، بزرگترش كه نيستي كه! اصلاً من با ضعيفه جماعت دهن به دهن نمي شم، برو همون اجازه آقاتونو بگير بيار ببينم ايشون چي صلاح مي دونه!

- نوع خروج در رضايت محضری که از همسرمتقاضی اخذ می گردد مشخص می شود ( مکرر يا يکبار)

نكته۱۰: حالا آقاتون يه لطفي كرده مي خواد يه بار بفرستتون زيارت سوريه، ديگه چرا پرررووووو مي شي؟! گفتم يه بار! همين! تمام!

 

نفسم بريد! هم اينارو مي دونم كه زن بدون اجازه شوهر و بچه بدون اجازه ي پدر حق مسافرت نداره، بچه مال باباشه و اگر هم فوت كرد بابابزرگ و...! اما، اما هربار كه آدم اين چيزا و نمونه هاي واقعيش رو مي بينه داغ دلش تازه مي شه!

حرفهایی هست

 و آن نگفتیم
که به کار آید ،
چرا که تنها یک سخن ، یک سخن در میانه نبود :
آزادی !

من نگفتم اما تو تصورش کن !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 11:45  توسط متولد ماه مهر  | 

 

انگار حماقت در اين كشور نهادينه شده! اسطوره هاي اين كشور، روشن فكران دوران خودشان، اديبان، فلاسفه، همه انگار در نهايت تنها حافظ منافع شخصي خودشان بودند. اگر شب همسرانشان پشت به آنها مي خوابيدند فردا شعري اندر وصف خباثت زن مي سرودند، مگر نمي دانستند چشم آيندگان به دستهاي آنهاست؟

من هنرشان را ناديده نمي گيرم! فقط مي گويم انصافتان كجا رفته بود؟

 

همین چند وقت پیش اگر اشتباه نکرده باشم بزرگداشت مولانا بود ( اگر هم نبود آنچنان توفیری ندارد هر روز و هر لحظه بزرگداشت این عزیزان است )

 

بسراغ مثنوی مولانا می روم :

 

داستان مرد و زن افتاد نقل

 

این مثال نفس خود می دان و عقل

 

و یا بیتی دیگر :

 

ای مسافر با مسافر رای زن

 

ز آنکه عزمت سست دارد رای زن

 

 

 

ماندگاری زبان فارسی بی شک مدیون اسطوره شعر سرایی ایرانیان ابولقاسم فردوسی است که در کنار تعریف و تمجید هایش از زنان بزرگ به بی مهری هایی هم بر می خوریم .

 

مانند مقدمه شرح گذاشتن سیاوش بر آتش که اینگونه می آورد:

 

چون این داستان سر به سر بشنوی

 

به آید تو را گر به زن نگروی

 

زن و اژدها هر دو در خاک و به

 

جهان پاک از این هر دو ناپاک به

 

 

و یا از زبان رستم دستان پهلوان شاهنامه فردوسی می خوانیم :

 

زنان را از آن نام ناید بلند

 

که پیوسته در خوردن و خفتنند

 

در دو قسمت مختلف این 2 بیت را می بینیم

 

زنان را همین بس بود یک هنر

 

نشینند و زایند شیران فر

 

چو فرزند شایسته آمد پدید

 

ز مهر زنان دل بباید برید

 

 

در شرح داستان سودابه و سیاوش اینچنین روایت شده :

 

کسی که او بود مهتر انجمن

 

کفن بهتر او را زفرمان زن

 

سیاوش ز گفتار زن شد به باد

 

خجسته زنی که او زمادر نزاد

 

 

 

سعدی و نگاه او در این زمینه :

 

ز بیگانگان چشم زن کور باد

 

چو بیرون شد از خانه در گور باد

 

 

 

" کمی ریتم را تندتر میکنیم "

 

 

 

نظامی :

 

زن گرنه یکی هزار باشد

 

در عهد کم استوار باشد

 

چون نام وفا و عهد بستند

 

بر نام زنان قلم شکستند

 

زن چیست نشانه گاه نیرنگ

 

در ظاهر صلح و در نهان جنگ

 

در دشمنی آفت جهان است

 

گر دوست شوی عدوی جان است

 

این رسم زنان پاک باز است

 

اندوه زنان بد دراز است

 

 

 

جامی :

 

عقل زن ناقص است و دینش نیز

 

هرگزش کامل اعتماد مکن

 

گر بد است از وی اعتبار مگیر

 

گر نکو بر وی اعتماد مکن

 

 

 

سنگینی چکمه های تاریخ هم روی همه ی بارهایی که به دوش کشیده ایم. باشد تا چنان حالی از اینگونه مردان بگیریم که در تاریخ ثبت شود.

 

پی نوشت: تو چرا بهت بر می خوره؟ مگه تو   هم  از اینجور مردایی؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 1:9  توسط متولد ماه مهر  | 

خوب خدا را شکر ... مشکل بیکاری حل شده .... فقر هم که دیگر وجود ندارد ... معتاد هم که نداریم .. اقتصادمان هم که توپ .... اداره ها هم به کارهای ارباب رجوع می‌رسند .... قتل ، قاچاق ، تجاوز هم که عمراً ...  فساد اقتصادي هم كه اصلا نداشه‌ايم تا به حال... ترافيك كه بابا خيلي وقته حل شده ! كجاي كاريد شما؟... یک مشکل مانده بود... آن هم خانمهاي بدحجاب كه به حمدالله اين مشكل هم دارد به طرز معجزه آسايي با فرهنگ‌سازي دقيق و علمي حل مي شود (همان گشت ارشاد مهربان خودمان را مي گويم- كه الهي من قربونشان بروم كه انقدر مهربان و گوگولي مگولي‌اند)  بعد دیگر ما بهترین کشور دنیا میشویم يعني هستيم ولي به رويمان نمي آورند كه پررو نشويم.

 

كلا اونجور كشوري داريم كه ...

 

 من نمي دونم كسي هست كه مشكلي داشته باشه؟

چي؟ هست؟

بابا شماها خيلي پرتوقعيناااااااااااااااااا

 

 

پی نوشت۱: لطفا نگوييد كه موارد ذكر شده در پاراگراف اول به هم ربطي ندارد كه(خونتان حلال است اگر این حرف را یزنید) مي دانيد همه‌شان صنايع وابسته و حوزه هاي تاثير پذير يك شاخه‌ي اصلي هستند.

 پی نوشت ۲:خداوندا تا می توانی دور دوم انتخابات مجلس را به تعویق بیانداز...! دلیلش را خودن بهتر می دانی که...!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 0:53  توسط متولد ماه مهر  | 

اين پست دو مطلب جداگانه دارد كه با ستاره از هم جدا شده اند.

 

 

 

مامان به من گفت چوپان دروغگو بهش گفتم: 

دیگه هر گاگولی می دونه که داستان چوپان دروغگو، معنیش این نیست که نباید دروغ بگی!
معنیش اینه که یه دروغ رو چند بار نگو!!!

من طی یک عملیات غافلگیر کننده همه ی ماجرای شمال و علت دیر برگشتن رو ضمن به گردن گرفتن تمام تقصیرات  و گفتن اينكه چقدر همه اصرار داشتن که راست بگم و اصلا با من قهر كردن كه چرا دروغ گفتي (براي باقي ماندن وجهه ي همسفران) تعريف كردم ... دست مامان بالا رفت منتظر یک کشیده آبدار بعد از چند سال بودم که ... در کمال ناباوري مامان خندید و لپ منو کشید... من تعجب زده گفتم ای ول پس باز هم راه داره...

    

یک قانونی هست که میگوید : هیچ پدر و مادری جنبه ی راستگویی و حقیقت را ندارند!!!!

و در این زمینه قسم و دروغ حلال است!!!!!!!

 آخر خدا خیلی مهربان میباشد و خودش نیز روزی جوان بوده(استغفرالله )

 

 ***

به امید اسکناس ها 5 هزار تومنی تا نخورده، پیش به سوی خونه ی قوم و خویش ها
همیشه این موقع از سال فامیل دوست می شوم!

و بعد از عید هم باید برویم سراغ رژیم.  ۱۳ روز پر خوری و ۶۰ روز عذاب رژیم...

لازم به ذکر است که املتهای  صبح و نهارهای چرب و شامهای خفن شمال  و همچنين چيپس و پفک هله هوله و زيتون پرورده و غيره... سبب گردیده اینجانب در ۴روز ۵ كیلو چاق شوم یعنی روزی ۱ کیلو و ۲۵۰ گرم

 خدا آخر عاقبت ما را بعد از خوردن این همه آجیل و شیرینی و میوه ختم به خیر کند. بدبختي اينه كه اگه نخوري انگار عيد ديدنيت ناتموم مونده...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 1:41  توسط متولد ماه مهر  | 

چهارفصل

 

 

خداوندا

در این سالی که در پیش است
نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای، لیکن
در آغاز طلوع روشن سالی که می آید
کمک کن تا رها سازم ز خود
من
کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس
يك هزار و سیصد و اندوه
.

.

.
مرا در این سیه سودا، وین سرمای پر سوز و سکوت سایه های سرد
یاری کن
و با تدبیر پر مهرت
سحرگاهان سروش سبز سیمای سعادت ساز ساقی
هدیه ام فرما
خداوندا
نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما
برای مردمان خوب این وادی *
عطا فرما
هزار امید
هزار و سیصد آگاهی
هزار و سیصد و هشتاد بهروزی

هزار و سيصد و هشتاد و هفت لبخند زيبا را

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 19:22  توسط متولد ماه مهر  |